
دستیار بازارهای مالی ایگل
تحلیل بنیادی بازارهای جهانی در سایه تشدید تنشهای خاورمیانه – 20 شهریور 1405
بازارهای جهانی در پایان این هفته وارد مرحلهای شدهاند که ریسک جنگ و شوک انرژی دوباره تعیینکنندهترین عامل قیمتگذاری داراییهاست. تشدید درگیری میان آمریکا و ایران، کاهش شدید تردد در تنگه هرمز و همزمان افزایش فعالیت حوثیها در یمن، نگرانی درباره استمرار جریان نفت و گاز از منطقه را بهشدت افزایش داده است. طبق دادههای جدید، تردد کشتیها از هرمز بهشدت کاهش یافته و بازار عملاً بخشی از ریسک اختلال در عرضه انرژی را در قیمتها وارد کرده است.
نتیجه این وضعیت فقط رشد نفت نیست؛ نفت بالاتر یعنی تورم بالاتر، احتمال نرخ بهره بالاتر، فشار بر اوراق و سهام و افزایش نوسان در ارزهای دیجیتال. به همین دلیل امروز بازارها باید بهصورت زنجیرهای بررسی شوند.
از دید گروه مالی و تحلیلی ایگل، سؤال اصلی بازار دیگر فقط این نیست که جنگ چه زمانی تمام میشود؛ بلکه این است که آیا اختلال انرژی موقت خواهد بود یا به یک شوک پایدار برای اقتصاد جهانی تبدیل میشود.
نفت و انرژی؛ قلب بحران فعلی
مهمترین اتفاق بازار، جهش دوباره نفت است.
برنت در معاملات امروز تا حوالی ۱۰۹ دلار بالا رفت و سپس بخشی از رشد خود را پس داد و همچنان بالای ۱۰۵ دلار قرار دارد. WTI نیز بالای ۱۰۰ دلار معامله شده است. نفت در حال ثبت یکی از بزرگترین رشدهای هفتگی ماههای اخیر است.
این حرکت دیگر صرفاً یک واکنش کوتاهمدت به خبر جنگ نیست. کاهش شدید تردد کشتیها در تنگه هرمز و ادامه ناامنی در مسیرهای انرژی خاورمیانه باعث شده بازار احتمال کمبود عرضه را جدیتر قیمتگذاری کند. همزمان، تحولات یمن و تهدید مسیر بابالمندب نیز ریسک حملونقل انرژی را افزایش داده است.
در این شرایط، محدوده ۱۰۰ دلار برای نفت از نظر روانی اهمیت بسیار بالایی پیدا کرده است. ماندگاری قیمت بالای این سطح میتواند بازار را برای حرکتهای بالاتر آماده کند، در حالی که هرگونه توافق عملی درباره تردد امن کشتیها میتواند بخشی از پریمیوم جنگ را سریعاً از قیمت نفت خارج کند.
نفت در شرایط فعلی مهمترین دماسنج جنگ است.
طلا؛ پناهگاه امن اما تحت فشار نرخ بهره
طلا برخلاف انتظار اولیه، در کنار افزایش شدید ریسک ژئوپلیتیکی با فشار فروش نیز مواجه شده است. قیمت طلا امروز حوالی ۴۳۵۰ تا ۴۴۰۰ دلار قرار دارد و نسبت به سقفهای اخیر عقبنشینی کرده است.
دلیل این رفتار را باید در یک نکته مهم جستوجو کرد: جنگ همزمان با افزایش شدید قیمت انرژی، نگرانی تورمی ایجاد کرده است.
اگر نفت بالا بماند، بانکهای مرکزی برای کاهش نرخ بهره با محدودیت بیشتری روبهرو میشوند. افزایش بازدهی اوراق نیز هزینه فرصت نگهداری طلا را بالا میبرد.
بنابراین طلا در حال حاضر میان دو نیروی قدرتمند قرار گرفته است:
جنگ و نااطمینانی → حمایت از طلا
نفت و تورم و نرخ بهره بالاتر → فشار بر طلا
از نگاه بنیادی، ریسک ژئوپلیتیکی همچنان برای طلا مثبت است، اما تا زمانی که بازار اوراق آرام نشود، مسیر طلا میتواند بسیار پرنوسان باشد.
دلار و فارکس؛ بازگشت قدرت دلار
دلار امروز از افزایش بازدهی اوراق آمریکا حمایت گرفته و شاخص دلار در محدوده ۹۹ قرار دارد. همزمان، احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در نشست آینده به حدود ۷۰ درصد رسیده است.
این اتفاق برای بازار فارکس بسیار مهم است.
در شرایط عادی جنگ معمولاً دلار را بهعنوان دارایی امن تقویت میکند؛ اما این بار عامل مهمتری نیز به آن اضافه شده:
افزایش قیمت نفت → افزایش تورم → کاهش احتمال کاهش نرخ بهره → افزایش بازدهی اوراق → حمایت از دلار
در نتیجه اگر نفت همچنان بالای ۱۰۰ دلار باقی بماند، فشار بنیادی بیشتری میتواند به نفع دلار ایجاد شود.
یورو
یورو در برابر این شرایط آسیبپذیر است. اروپا از یک طرف با هزینه بالاتر انرژی مواجه است و از طرف دیگر مجبور میشود برای کنترل تورم، سیاست پولی سختتری داشته باشد.
اگر انرژی گران باقی بماند، اقتصاد اروپا تحت فشار قرار میگیرد و رشد اقتصادی میتواند ضعیف شود.
بنابراین در شرایط فعلی، ضعف یورو در برابر دلار همچنان یک سناریوی قابل توجه است.
پوند
پوند نیز با مشکل مشابهی روبهروست. نفت و انرژی گران میتوانند تورم بریتانیا را بالا نگه دارند، اما همزمان رشد اقتصادی را محدود کنند.
ین
ین در شرایط فعلی از انتظار افزایش نرخ بهره ژاپن حمایت میگیرد، اما ژاپن واردکننده بزرگ انرژی است و نفت بالای ۱۰۰ دلار فشار اقتصادی قابل توجهی برای این کشور ایجاد میکند.
اوراق آمریکا؛ هشدار مهم برای تمام بازارها
یکی از مهمترین اتفاقات امروز، جهش بازدهی اوراق خزانه آمریکاست.
بازدهی اوراق ۱۰ ساله به نزدیکی ۵ درصد رسیده و بازدهی اوراق ۳۰ ساله نیز به حدود ۵.۳۸ درصد رسیده است؛ سطوحی که نشاندهنده نگرانی جدی بازار درباره تورم، بدهی و مسیر آینده نرخ بهره است.
این موضوع حتی از خود جنگ برای بازار سهام اهمیت زیادی دارد.
زیرا اگر سرمایهگذار بتواند از اوراق دولتی بازدهی بالایی دریافت کند، برای نگهداری سهام پرریسک یا شرکتهای با ارزشگذاری بالا باید بازده بیشتری مطالبه کند.
به همین دلیل افزایش بازدهی اوراق میتواند فشار را همزمان روی نزدک، سهام رشد محور و کریپتو افزایش دهد.
بورس آمریکا و نزدک؛ جنگ نفتی در برابر هوش مصنوعی
بازار سهام آمریکا در روزهای اخیر تحت فشار قرار گرفته است.
در آخرین جلسه معاملاتی، S&P 500 حدود ۰.۶ درصد و نزدک حدود ۰.۷ درصد کاهش داشتند و نزدک اکنون برای چند روز متوالی تحت فشار بوده است. با این حال، شاخصهای اصلی هنوز نسبت به ابتدای سال در محدوده مثبت قرار دارند.
مشکل اصلی بازار سهام اکنون نفت و نرخ بهره است.
شرکتهای فناوری همچنان از سرمایهگذاری سنگین در هوش مصنوعی و رشد سودآوری برخوردارند، اما افزایش نرخهای بلندمدت میتواند ارزشگذاری آنها را تحت فشار قرار دهد.
اگر جنگ تشدید شود و نفت بالاتر برود، فشار روی نزدک افزایش مییابد.
اما اگر یک مسیر سیاسی برای کاهش تنش پیدا شود و نفت اصلاح کند، نزدک میتواند یکی از نخستین بازارهایی باشد که از کاهش ریسک سود میبرد.
بیتکوین و اتریوم؛ مقاومت در برابر شوک جنگ
رفتار بیتکوین در این بحران جالبتر از گذشته شده است.
بیتکوین امروز حوالی ۷۷ هزار دلار معامله میشود و طی روزهای اخیر نشان داده که الزاماً مانند سهام آمریکا با هر خبر جنگی سقوط نمیکند. در جریان شوک اخیر نیز بیتکوین در مقاطعی همجهت با طلا حرکت کرده و نسبت به بازار سهام مقاومت بیشتری نشان داده است.
با این حال، نباید فراموش کرد که بیتکوین هنوز یک دارایی پرریسک است.
اگر بازدهی اوراق بالاتر برود و دلار تقویت شود، فشار روی کریپتو افزایش پیدا میکند.
در مقابل، اگر بازار به این نتیجه برسد که جنگ در مسیر کاهش تنش قرار گرفته و نرخهای بهره نیز در آینده پایینتر میآیند، بیتکوین میتواند دوباره به سمت محدودههای بالاتر حرکت کند.
اتریوم نیز شرایط مشابهی دارد، اما حساسیت آن به نقدینگی و اشتهای ریسک بیشتر است. بنابراین در صورت برگشت سرمایه به بازار کریپتو، احتمالاً اتریوم میتواند حرکت پرقدرتتری داشته باشد؛ اما در شرایط ریسکگریزی، افت آن نیز میتواند شدیدتر باشد.
اثر جنگ بر اقتصاد جهانی
مشکل اصلی بازار اکنون فقط جنگ نیست؛ ترکیب جنگ و نفت گران است.
اگر قیمت انرژی برای مدت طولانی بالا بماند:
هزینه حملونقل افزایش پیدا میکند، هزینه تولید بالا میرود، قیمت کالاها افزایش مییابد و فشار تورمی به مصرفکننده منتقل میشود.
در طرف دیگر، افزایش هزینه انرژی قدرت خرید خانوارها را کاهش میدهد.
یعنی اقتصاد همزمان با:
تورم بالاتر + رشد اقتصادی ضعیفتر
مواجه میشود؛ همان شرایطی که بازارها از آن بهعنوان ریسک رکود تورمی یاد میکنند.
چشمانداز روزهای آینده
در شرایط فعلی سه سناریو بیشترین اهمیت را دارند.
کاهش تنش و بازگشت تردد در هرمز:
نفت میتواند بخش مهمی از رشد خود را اصلاح کند، فشار تورمی کاهش پیدا کند و سرمایه به سمت سهام و کریپتو برگردد.
ادامه جنگ در سطح فعلی:
نوسان شدید ادامه پیدا میکند؛ نفت و طلا در سطوح بالا میمانند، دلار حمایت میشود و سهام و کریپتو نسبت به اخبار سیاسی و دادههای اقتصادی حساس باقی میمانند.
گسترش جنگ و اختلال بیشتر انرژی:
این خطرناکترین سناریو برای اقتصاد جهانی است. نفت میتواند بالاتر از ۱۱۰ دلار تثبیت شود، تورم افزایش پیدا کند، بازدهی اوراق بیشتر شود و فشار روی سهام و داراییهای پرریسک افزایش یابد.
نتیجهگیری از دید گروه مالی و تحلیلی ایگل
از دید گروه مالی و تحلیلی ایگل، بازارهای جهانی اکنون وارد مرحلهای شدهاند که دیگر نمیتوان آنها را جدا از یکدیگر تحلیل کرد.
نفت در مرکز بحران قرار دارد؛ زیرا هرچه اختلال در تردد انرژی بیشتر شود، احتمال تورم پایدارتر و سیاست پولی سختتر افزایش پیدا میکند.
طلا همچنان از جنگ و نااطمینانی حمایت بنیادی دارد، اما افزایش نرخ بهره و بازدهی اوراق میتواند باعث اصلاحهای شدید و مقطعی آن شود.
دلار در حال حاضر از ترکیب ریسک جنگ و افزایش بازدهی اوراق حمایت میگیرد و این مسئله برای جفتارزهای اصلی اهمیت زیادی دارد.
نزدک و سهام آمریکا هنوز پشتوانه بنیادی قدرتمندی از سمت فناوری و هوش مصنوعی دارند، اما نفت بالای ۱۰۰ دلار و نرخهای بلندمدت بالا میتوانند این مزیت را در کوتاهمدت تحت فشار قرار دهند.
در کریپتو نیز بیتکوین نسبت به شوکهای ژئوپلیتیکی مقاومت قابل توجهی نشان داده، اما هنوز برای تبدیل شدن به یک پناهگاه امن واقعی، باید بتواند در محیط نرخ بهره بالا و دلار قوی نیز جریان سرمایه پایدار جذب کند.
در نهایت، مهمترین زنجیرهای که از دید گروه مالی و تحلیلی ایگل باید در روزهای آینده زیر نظر باشد این است:
جنگ → تنگه هرمز → نفت → تورم → نرخ بهره → دلار → سهام و کریپتو
تا زمانی که این زنجیره از حالت بحرانی خارج نشده، انتظار نوسان بالا در بازارهای جهانی منطقی است. نقطه عطف اصلی نیز نه صرفاً یک خبر سیاسی، بلکه بازگشت واقعی جریان انرژی و کاهش ریسک در مسیرهای حیاتی خاورمیانه خواهد بود.

