
دستیار بازارهای مالی ایگل
تحلیل بنیادی بازارهای جهانی – 1 آبان 1405
تشدید تنش آمریکا و اسرائیل با ایران و پیامدهای آن برای نفت، طلا، دلار و ارزهای دیجیتال
تحولات خاورمیانه بار دیگر به مهمترین متغیر اثرگذار بر بازارهای جهانی تبدیل شده است. افزایش تهدیدهای نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هشدارهای تهران درباره پاسخ به هرگونه حمله جدید و گزارشهای مربوط به حملات به کشتیها در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز، نگرانیها درباره گسترش درگیری را افزایش دادهاند.
در روزهای اخیر، مسئله فقط احتمال حمله نظامی نیست؛ بلکه دامنه پاسخ احتمالی، امنیت مسیرهای انتقال انرژی، وضعیت صادرات نفت منطقه و احتمال گسترش درگیری به سایر نقاط خاورمیانه نیز اهمیت دارد. گزارشها از ادامه تنشها در مسیرهای دریایی و افزایش نگرانی درباره امنیت عرضه نفت حکایت دارند. در عین حال، هنوز نمیتوان درباره زمان، دامنه یا قطعیت هرگونه حمله جدید با اطمینان اظهار نظر کرد.
بازارهای مالی در چنین فضایی معمولاً پیش از وقوع رویدادها، بخشی از ریسک احتمالی را در قیمتها منعکس میکنند. به همین دلیل، افزایش قیمت نفت و نوسانات شدید در طلا، سهام و ارزها را باید تا حد زیادی در چارچوب انتظارات سرمایهگذاران از تحولات آینده بررسی کرد.
تحولات نظامی و ژئوپلیتیکی؛ چرا تنگه هرمز اهمیت دارد؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی نفت و گاز مایع از این مسیر عبور میکند. هرگونه اختلال پایدار در عبور کشتیها میتواند عرضه جهانی انرژی را محدود کند، هزینه بیمه و حملونقل را افزایش دهد و خریداران را برای تأمین محمولههای جایگزین به رقابت بیشتری وادار کند.
در روزهای اخیر، گزارشهایی درباره آسیب دیدن کشتیها و افزایش خطر عبور از این منطقه منتشر شده است. همچنین، حملات حوثیها و گسترش ناامنی به مسیرهای مرتبط با عربستان و دریای سرخ، نگرانیها را از محدود شدن یک مسیر مشخص به اختلال گستردهتر در حملونقل منطقهای افزایش داده است.
در مقابل، افزایش استفاده از مسیرهای جایگزین انتقال نفت و تلاش کشورهای تولیدکننده برای حفظ صادرات میتواند بخشی از فشار عرضه را کاهش دهد. با این حال، ظرفیت مسیرهای جایگزین نامحدود نیست و نمیتواند لزوماً تمام پیامدهای اختلال طولانیمدت در تنگه هرمز را جبران کند.
نکته کلیدی: بازار نفت تنها به حجم عرضه فعلی واکنش نشان نمیدهد؛ احتمال کاهش عرضه در روزها و هفتههای آینده نیز در قیمتها تأثیر میگذارد. بنابراین، حتی اگر بخشی از صادرات ادامه داشته باشد، افزایش خطر حمله به کشتیها یا تأسیسات انرژی میتواند قیمت نفت را در سطوح بالا نگه دارد.
نفت خام؛ مهمترین برنده کوتاهمدت افزایش ریسک جنگ
قیمت نفت در معاملات امروز تحت تأثیر افزایش نگرانیهای ژئوپلیتیکی به بالاترین محدوده خود از ماه مه رسیده است. در گزارشهای بازار، نفت برنت در محدوده ۱۱۳ تا ۱۱۴ دلار و نفت خام آمریکا در حوالی ۱۰۰ دلار برای هر بشکه معامله شدهاند. این سطوح نشان میدهد که سرمایهگذاران احتمال اختلال بیشتر در عرضه انرژی را جدی گرفتهاند.
اگر تنشها به حمله گستردهتر علیه ایران، پاسخ نظامی متقابل یا اختلال طولانیمدت در کشتیرانی منجر شود، احتمال افزایش بیشتر قیمت نفت وجود دارد. در چنین شرایطی، هزینه حملونقل دریایی، بیمه کشتیها و تأمین انرژی برای کشورهای واردکننده نیز افزایش مییابد.
با این حال، رشد قیمت نفت الزاماً به معنای تداوم صعود نیست. اگر مسیرهای دریایی امنتر شوند، مذاکرات مؤثر شکل بگیرد یا عرضه از مسیرهای جایگزین افزایش یابد، بخشی از صرف ریسک جنگ میتواند از قیمت نفت حذف شود. همچنین، بالا ماندن قیمتها ممکن است به کاهش تقاضا و کندتر شدن فعالیت اقتصادی منجر شود؛ عاملی که در ادامه میتواند رشد نفت را محدود کند.
سناریوی صعودی نفت: تشدید درگیری، آسیب به زیرساختهای انرژی یا محدود شدن جدی عبور نفتکشها میتواند فشار صعودی را تقویت کند.
سناریوی اصلاحی نفت: کاهش تنشها، بهبود امنیت کشتیرانی و ادامه صادرات بدون اختلال گسترده میتواند باعث عقبنشینی قیمتها شود.
در شرایط فعلی، عامل تعیینکننده این است که آیا افزایش ریسک به اختلال واقعی و پایدار در عرضه تبدیل میشود یا بازار با کاهش تنشها بخشی از رشد اخیر را پس میدهد.
تورم جهانی؛ پیامد دوم افزایش قیمت انرژی
افزایش نفت میتواند اثر خود را با فاصله زمانی بر بخش بزرگی از اقتصاد جهانی نشان دهد. هزینه سوخت، حملونقل، تولید، مواد اولیه و توزیع کالاها با افزایش قیمت انرژی بالا میرود و این موضوع میتواند روند کاهش تورم را مختل کند.
برای اقتصادهایی که به واردات نفت و گاز وابستهاند، این فشار شدیدتر است. خانوارها ممکن است با افزایش هزینه انرژی و کاهش قدرت خرید روبهرو شوند و شرکتها نیز ناچار شوند بخشی از افزایش هزینهها را به مصرفکنندگان منتقل کنند.
این شرایط بانکهای مرکزی را در موقعیت دشواری قرار میدهد. اگر افزایش قیمت انرژی به تورم عمومی سرایت کند، کاهش نرخ بهره دشوارتر میشود؛ اما حفظ نرخهای بالا نیز میتواند رشد اقتصادی و سرمایهگذاری را تضعیف کند.
به همین دلیل، بازارها در روزهای آینده علاوه بر اخبار خاورمیانه، به دادههای تورمی آمریکا و اروپا و هر نشانهای از تغییر انتظارات نرخ بهره واکنش نشان خواهند داد.
طلا؛ چرا با وجود افزایش ریسک جنگ تحت فشار قرار گرفته است؟
در نگاه نخست، افزایش تنشهای نظامی باید به سود طلا تمام شود؛ زیرا این فلز معمولاً در دورههای نااطمینانی ژئوپلیتیکی مورد توجه سرمایهگذاران قرار میگیرد. با این حال، رفتار قیمت طلا در شرایط فعلی نشان میدهد که عوامل پولی و تورمی میتوانند اثر پناهگاه امن بودن آن را تحتالشعاع قرار دهند.
بر اساس گزارشهای امروز، طلای نقدی در محدوده ۴۰۱۳ دلار به ازای هر اونس معامله شده و در مسیر ثبت افت هفتگی حدود ۳.۶ درصدی قرار گرفته است. افزایش قیمت نفت، نگرانی از ماندگاری تورم و کاهش احتمال تسهیل سریع سیاست پولی آمریکا، از عوامل فشار بر طلا بودهاند.
اگر نفت گران بماند، فدرال رزرو ممکن است برای کاهش نرخ بهره محتاطتر شود. نرخ بهره بالا و افزایش بازده واقعی اوراق میتواند جذابیت داراییهای بدون سود دورهای، از جمله طلا، را کاهش دهد.
از طرف دیگر، تشدید درگیری و افزایش تقاضا برای داراییهای امن میتواند از طلا حمایت کند. به همین دلیل، روند این فلز در شرایط فعلی به رقابت میان دو نیرو وابسته است: تقاضای پناهگاه امن از یک سو و فشار ناشی از تورم و نرخ بهره از سوی دیگر.
چشمانداز طلا: حفظ محدوده روانی ۴۰۰۰ دلار از نظر رفتاری اهمیت زیادی دارد؛ با این حال، شکست یا حفظ این سطح بهتنهایی برای تأیید روند کافی نیست. باید واکنش قیمت به بازده اوراق، دلار و اخبار نظامی نیز بررسی شود. تثبیت زیر این محدوده میتواند فشار فروش را افزایش دهد، در حالی که کاهش بازده واقعی و تشدید تقاضای امن ممکن است زمینه بازیابی قیمت را فراهم کند.
نقره؛ ترکیب ریسک مالی و تقاضای صنعتی
نقره علاوه بر ویژگیهای فلزات گرانبها، به وضعیت صنعت و رشد اقتصادی نیز وابسته است. اگر افزایش قیمت انرژی به کاهش فعالیت اقتصادی منجر شود، تقاضای صنعتی میتواند تحت فشار قرار بگیرد. در مقابل، افزایش تقاضا برای داراییهای امن و کاهش دلار ممکن است از نقره حمایت کند.
در نتیجه، نقره ممکن است در دورههای افزایش نگرانی اقتصادی رفتاری متفاوت از طلا داشته باشد و نوسانات بیشتری را تجربه کند.
دلار آمریکا؛ پناهگاه امن یا قربانی تغییر انتظارات؟
در دورههای تشدید تنشهای جهانی، دلار معمولاً از تقاضای نقدینگی و تمایل سرمایهگذاران به داراییهای امن حمایت میگیرد. با این حال، این رابطه قطعی نیست. شرایط فعلی نشان میدهد که فشار بر سهام فناوری و تغییر انتظارات درباره سیاست پولی آمریکا میتواند رفتار دلار را پیچیده کند.
اگر افزایش نفت باعث ماندگاری تورم و کاهش احتمال کاهش نرخ بهره شود، دلار ممکن است از اختلاف نرخهای بهره حمایت بگیرد. اما اگر بازارها بیشتر نگران هزینههای اقتصادی جنگ، کاهش رشد و آسیبپذیری بازارهای آمریکا شوند، دلار لزوماً رشد یکطرفهای نخواهد داشت.
در هفته جاری، تقاضا برای ین ژاپن نیز در میان نوسانات بازار افزایش یافته و دلار نتوانسته در برابر تمام ارزها از وضعیت نااطمینانی جهانی بهطور یکسان بهرهمند شود.
چشمانداز دلار: شاخص DXY در روزهای آینده به دادههای تورمی، بازده اوراق خزانهداری، انتظارات مربوط به فدرال رزرو و شدت ریسکگریزی وابسته خواهد بود. افزایش بازده واقعی و انتظار سیاست پولی سختگیرانهتر میتواند از دلار حمایت کند؛ اما کاهش بازده و تشدید نگرانی درباره اقتصاد آمریکا ممکن است این حمایت را محدود کند.
بازار فارکس؛ اثر متفاوت بحران بر جفتارزهای اصلی
یورو به دلار؛ فشار انرژی در برابر ضعف دلار
اروپا به واردات انرژی وابستگی قابل توجهی دارد و افزایش پایدار قیمت نفت و گاز میتواند هزینه تولید و مصرف را بالا ببرد. این موضوع برای یورو یک عامل منفی است، بهخصوص اگر رشد اقتصادی منطقه همزمان تضعیف شود.
در مقابل، کاهش دلار و افت بازده اوراق آمریکا میتواند از یورو حمایت کند. بنابراین، جهت EUR/USD به این بستگی دارد که بازارها بیشتر نگران پیامدهای انرژی برای اروپا باشند یا کاهش جذابیت داراییهای دلاری.
پوند به دلار؛ تورم و رشد اقتصادی بریتانیا
پوند نیز از افزایش هزینه انرژی و نااطمینانی جهانی تأثیر میگیرد. اگر قیمت سوخت و هزینه واردات بالا بماند، فشار تورمی میتواند سیاست پولی بانک مرکزی انگلستان را پیچیدهتر کند. نرخ بهره بالا ممکن است در کوتاهمدت از پوند حمایت کند، اما اگر به تضعیف رشد اقتصادی منجر شود، این حمایت پایدار نخواهد بود.
در جفتارز GBP/USD باید دادههای تورمی بریتانیا، چشمانداز نرخ بهره و جهت کلی دلار را در کنار تحولات ژئوپلیتیکی دنبال کرد.
دلار به ین؛ تقاضای پناهگاه امن و اختلاف نرخ بهره
ین ژاپن در روزهای اخیر از تقاضای پناهگاه امن و تغییرات بازار سهام حمایت گرفته است. اگر سرمایهگذاران از داراییهای پرریسک فاصله بگیرند و بازده اوراق آمریکا کاهش یابد، امکان تقویت ین وجود دارد.
با این حال، اگر نرخهای بهره آمریکا دوباره افزایش یابد و اختلاف بازده دو کشور بیشتر شود، فشار بر ین میتواند بازگردد. افزایش هزینه واردات انرژی برای ژاپن نیز یکی از عوامل مهم در چشمانداز این ارز است.
دلار به دلار کانادا؛ رابطه نفت و ارز
افزایش قیمت نفت میتواند از دلار کانادا حمایت کند، زیرا کانادا یکی از تولیدکنندگان مهم انرژی است. این عامل در صورت ثبات سایر شرایط میتواند به کاهش جفتارز USD/CAD کمک کند.
با این حال، قدرت دلار آمریکا، وضعیت اقتصاد جهانی و انتظارات نرخ بهره نیز بر این جفتارز اثر دارند. بنابراین، بالا رفتن نفت بهتنهایی برای پیشبینی کاهش USD/CAD کافی نیست.
دلار استرالیا؛ حساس به ریسکپذیری جهانی
دلار استرالیا علاوه بر سیاست پولی داخلی، به وضعیت اقتصاد چین، تقاضای کالاها و تمایل سرمایهگذاران به پذیرش ریسک حساس است. تشدید جنگ و افت بازارهای سهام میتواند به این ارز فشار وارد کند؛ در مقابل، کاهش دلار آمریکا و بهبود انتظارات رشد جهانی ممکن است زمینه بازیابی آن را فراهم کند.
بازار سهام آمریکا و نزدک؛ جنگ و نگرانیهای هوش مصنوعی همزمان شدهاند
بازار سهام آمریکا در روزهای اخیر تحت فشار دو عامل مهم قرار گرفته است: افزایش هزینه انرژی و نگرانی از ارزشگذاری و هزینه سرمایهگذاری شرکتهای فناوری.
در معاملات پنجشنبه، شاخص S&P 500 حدود ۱.۲ درصد و نزدک حدود ۲.۶ درصد افت کردند. سهام شرکتهای بزرگ فناوری و برخی کسبوکارهای مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی نیز با فشار فروش مواجه شدند. این حرکت نشان میدهد که بازار علاوه بر ریسک جنگ، درباره هزینه بالای تأمین مالی و میزان بازده سرمایهگذاریهای سنگین در هوش مصنوعی نیز تردیدهایی دارد.
افزایش قیمت نفت میتواند حاشیه سود شرکتهای حملونقل، تولیدی و مصرفی را کاهش دهد. اگر همزمان بازده اوراق بالا بماند، ارزشگذاری شرکتهایی که بخش زیادی از سود آنها به آینده وابسته است، بیشتر تحت فشار قرار میگیرد.
البته افت سهام فناوری به معنای پایان روند توسعه هوش مصنوعی نیست. مسئله اصلی این است که آیا رشد درآمد و سود شرکتها با هزینههای سنگین توسعه مراکز داده، پردازندهها و زیرساختها تناسب دارد یا خیر.
چشمانداز سهام: اگر تنشها کاهش یابد و نفت عقبنشینی کند، امکان بازیابی بازار وجود دارد. اما در صورت گسترش جنگ و ماندگاری نفت در سطوح بالا، نگرانی از تورم و نرخ بهره میتواند فشار بیشتری بر نزدک و سایر شاخصها وارد کند.
اوراق خزانهداری آمریکا؛ واکنش بازار به ترس و تورم
بازده اوراق خزانهداری آمریکا در روزهای اخیر نوسان داشته است. در مقاطع افزایش نااطمینانی، تقاضا برای اوراق امن میتواند بازده را پایین بیاورد؛ اما افزایش قیمت انرژی و نگرانی از تورم ممکن است در جهت مخالف عمل کند و بازده را بالا ببرد.
در معاملات پنجشنبه، بازده اوراق دهساله آمریکا از حدود ۵.۱۳ درصد به حوالی ۴.۹۷ درصد کاهش یافت؛ حرکتی که با افزایش تقاضا برای داراییهای امن در پی افت بازار سهام همراه بود.
این کاهش بهتنهایی به معنای تغییر قطعی سیاست فدرال رزرو نیست. اگر نفت گران بماند و انتظارات تورمی افزایش پیدا کند، بازده اوراق میتواند دوباره بالا برود. در مقابل، تشدید نگرانی از رشد اقتصادی و افزایش تقاضا برای اوراق امن میتواند فشار نزولی بر بازده ایجاد کند.
به همین دلیل، بازده اوراق یکی از مهمترین شاخصهایی است که باید در کنار دلار، نفت و طلا دنبال شود.
بیتکوین و بازار ارزهای دیجیتال؛ حساسیت به نقدینگی و ریسکگریزی
بازار ارزهای دیجیتال در شرایط فعلی با دو نیروی متضاد روبهرو است. از یک سو، کاهش بازده اوراق و تضعیف دلار میتواند به بهبود شرایط داراییهای پرریسک کمک کند؛ از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت، نگرانی از تورم و افت سهام فناوری ممکن است سرمایهگذاران را به کاهش ریسک وادار کند.
بیتکوین در تمام شرایط یک دارایی امن محسوب نمیشود و در دورههای فشار شدید بازار ممکن است همراه با سهام پرریسک افت کند. بنابراین، افزایش تنش نظامی بهتنهایی سیگنال خرید بیتکوین نیست.
برای اتریوم و آلتکوینها، وضعیت حساستر است. داراییهایی با نقدشوندگی کمتر و وابستگی بیشتر به جریان سرمایه سفتهبازانه ممکن است در زمان خروج سرمایه با افتهای شدیدتری مواجه شوند.
چشمانداز کریپتو: اگر نفت آرام بگیرد، بازده اوراق کاهش یابد و فشار فروش در سهام فناوری فروکش کند، احتمال بهبود بازار افزایش مییابد. اما اگر درگیری گسترش پیدا کند و نگرانی از سیاست پولی سختگیرانهتر بالا برود، امکان ادامه نوسانات و فشار فروش وجود دارد.
برای تشخیص تغییر واقعی روند، باید جریان سرمایه صندوقهای قابل معامله، حجم معاملات نقدی، وضعیت اهرم در بازار مشتقه و عملکرد آلتکوینها نسبت به بیتکوین بررسی شود؛ نه اینکه صرفاً به یک واکنش کوتاهمدت به اخبار جنگ تکیه کنیم.
سناریوهای احتمالی برای روزهای آینده
سناریوی اول؛ تشدید درگیری و اختلال گستردهتر در انرژی
اگر حملات جدید آمریکا یا اسرائیل علیه ایران انجام شود و پاسخ متقابل به زیرساختهای انرژی، پایگاههای منطقهای یا کشتیرانی گسترش یابد، احتمال افزایش بیشتر قیمت نفت و هزینه حملونقل وجود دارد.
در این شرایط، نگرانی تورمی میتواند تشدید شود و فشار بر سهام، بهویژه شرکتهای حساس به نرخ بهره و هزینه انرژی، افزایش یابد. طلا ممکن است از تقاضای امن حمایت بگیرد، اما اگر انتظارات نرخ بهره نیز بالا برود، مسیر آن همچنان پرنوسان خواهد بود.
سناریوی دوم؛ ادامه تنش بدون جنگ گستردهتر
در این سناریو، تهدیدهای نظامی ادامه مییابد، اما طرفها از ورود به یک مرحله گستردهتر از درگیری خودداری میکنند. قیمت نفت احتمالاً با توجه به اخبار امنیت کشتیرانی و عرضه واقعی انرژی نوسان خواهد کرد.
این وضعیت میتواند باعث باقی ماندن صرف ریسک ژئوپلیتیکی در قیمت نفت شود، بدون آنکه الزاماً هر روز افزایش جدیدی رخ دهد. بازارهای سهام و ارز نیز به دادههای اقتصادی و گزارشهای مالی شرکتها واکنش نشان خواهند داد.
سناریوی سوم؛ کاهش تنش و بازگشت مسیر دیپلماسی
اگر نشانههای معتبر از کاهش تهدیدها، توافق بر سر امنیت کشتیرانی یا پیشرفت مذاکرات منتشر شود، نفت میتواند بخشی از افزایش ناشی از ریسک جنگ را از دست بدهد. این اتفاق ممکن است نگرانیهای تورمی را کاهش دهد و به بهبود بازار سهام کمک کند.
در چنین شرایطی، طلا ممکن است بخشی از تقاضای پناهگاه امن را از دست بدهد؛ اما کاهش بازده اوراق یا تضعیف دلار میتواند از آن حمایت کند. در بازار ارزهای دیجیتال نیز بهبود ریسکپذیری میتواند مثبت باشد، مشروط بر اینکه شرایط نقدینگی و جریان سرمایه همراهی کنند.
جمعبندی
بازارهای جهانی در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ در نقطهای حساس قرار گرفتهاند. افزایش تهدیدهای نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هشدارهای متقابل تهران، گزارش حملات به کشتیها و نگرانی از امنیت مسیرهای انتقال انرژی، باعث شدهاند که بازار نفت در محدودههای بالا معامله شود. همزمان، افزایش قیمت انرژی خطر ماندگاری تورم و تأخیر در کاهش نرخ بهره را تقویت کرده است.
مهمترین نکته این است که افزایش تنش نظامی لزوماً باعث رشد همزمان همه داراییهای امن نمیشود. نفت از خطر اختلال عرضه حمایت میگیرد، اما طلا ممکن است به دلیل نگرانی از نرخ بهره تحت فشار قرار گیرد. دلار نیز به ترکیب تقاضای نقدینگی، بازده اوراق و نگرانی از اقتصاد آمریکا واکنش نشان میدهد. سهام فناوری و ارزهای دیجیتال نیز در برابر تغییرات ریسکپذیری و هزینه تأمین مالی حساس هستند.
از نگاه گروه مالی و تحلیلی Eagle Economic، در روزهای آینده سه متغیر باید در اولویت بررسی قرار بگیرند: تحولات واقعی نظامی، وضعیت عبور نفتکشها از تنگه هرمز و تغییرات بازده اوراق خزانهداری آمریکا. این سه عامل میتوانند مشخص کنند که افزایش قیمت نفت به یک شوک موقت محدود میشود یا به موجی گستردهتر از تورم و فشار اقتصادی تبدیل خواهد شد.
در چنین شرایطی، تصمیمگیری بر اساس تیترهای خبری بهتنهایی میتواند گمراهکننده باشد. باید میان تهدیدهای سیاسی، اقدام نظامی تأییدشده و اختلال واقعی در عرضه انرژی تفاوت قائل شد و سپس واکنش بازارها را با دادههای اقتصادی و جریان سرمایه سنجید. تا زمانی که مسیر تنشها روشنتر نشده، سناریوهای چندگانه و مدیریت ریسک، رویکرد منطقیتری از پیشبینی قطعی جهت بازارها خواهد بود.
نوشته های مرتبط


تحلیل بنیادی دلار و تتر – 30 مهر 1405
