
دستیار بازارهای مالی ایگل
تحلیل بنیادی بازار فارکس – 1 مهر 1405
ژئوپلیتیک ایران و آمریکا، نفت و سیاست پولی در کانون بازار
بازارهای جهانی در هفتهای که گذشت وارد مرحلهای متفاوت از بحران خاورمیانه شدند. درگیری ایران و آمریکا همچنان عامل اصلی ریسک در بازارهاست، اما در روزهای اخیر یک متغیر جدید در کنار فشار نظامی قرار گرفته است: بازگشت کانالهای دیپلماتیک و تلاش برای رسیدن به توافقی که بتواند مسیر انرژی و تجارت منطقه را دوباره عادی کند.
همین تغییر باعث شده بازارها دیگر تنها به خبرهای نظامی واکنش نشان ندهند. اکنون هر خبر درباره مذاکرات، تنگه هرمز، تحریمها، صادرات نفت و مواضع واشنگتن و تهران میتواند در فاصله کوتاهی قیمت نفت، دلار، طلا و ارزهای اصلی را جابهجا کند.
در چنین شرایطی، بازار فارکس بیشتر از آنکه صرفاً بر اساس دادههای اقتصادی حرکت کند، در حال قیمتگذاری یک زنجیره بههمپیوسته است:
تنش ژئوپلیتیکی → نفت → تورم → نرخ بهره → دلار → جفتارزها
به همین دلیل، برای درک مسیر فعلی فارکس باید ابتدا وضعیت انرژی و سپس سیاست پولی آمریکا را بررسی کرد.
ژئوپلیتیک؛ بازار بین جنگ و مذاکره گرفتار شده است
در هفته گذشته احتمال تشدید دوباره درگیری میان ایران و آمریکا افزایش پیدا کرد و تهدیدهای نظامی از سوی واشنگتن و تهران ادامه داشت. همزمان، موضوع تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین نقاط بحران باقی مانده است.
اما در ۲۲ و ۲۳ سپتامبر، فضای سیاسی تغییراتی داشت. در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، کانالهایی برای گفتوگو میان ایران و آمریکا فعال شده و تهران اعلام کرده در صورت کاهش فشار نظامی و رفع محدودیتهای مربوط به بنادر و کشتیرانی، امکان بازگشایی تنگه هرمز را بررسی خواهد کرد.
این موضوع از دید بازار بسیار مهم است؛ زیرا حتی احتمال کاهش تنش میتواند پیش از هر توافق رسمی، بخشی از پریمیوم ریسک موجود در قیمت نفت را تخلیه کند.
در مقابل، هنوز توافق نهایی شکل نگرفته و مواضع سیاسی دو طرف همچنان سخت است. بنابراین بازار در وضعیتی قرار گرفته که یک تیتر مثبت میتواند نفت را پایین بیاورد و دلار را تحت فشار قرار دهد، در حالی که یک خبر از شکست مذاکرات یا تشدید حملات میتواند دقیقاً مسیر معکوس را ایجاد کند.
نفت؛ مهمترین متغیر بنیادی فارکس
نفت همچنان قلب بحران فعلی بازار است.
در روزهای اخیر قیمت برنت در محدوده نزدیک به ۱۰۰ دلار قرار گرفته، اما خبرهای مربوط به افزایش عرضه منطقهای و احتمال مذاکرات ایران و آمریکا باعث شده فشار صعودی نفت تا حدی کاهش پیدا کند. عربستان نیز روند بازگرداندن بخشی از ظرفیت انتقال نفت از مسیر خط لوله شرق به غرب را آغاز کرده است؛ مسیری که میتواند بخشی از وابستگی صادرات منطقه به تنگه هرمز را کاهش دهد.
اما این اتفاق به معنی پایان ریسک انرژی نیست.
ظرفیت کامل این خط لوله هنوز به دلیل آسیبهای ایجادشده در زیرساختها در دسترس نیست و بازار همچنان وضعیت کشتیرانی در هرمز را با دقت دنبال میکند. بنابراین نفت در شرایط فعلی نسبت به هفته قبل از یک طرف با ریسک کمبود عرضه و از طرف دیگر با امید به بازگشت عرضه و مذاکرات سیاسی مواجه است.
به همین دلیل، حتی اگر قیمت نفت در کوتاهمدت اصلاح کند، تا زمانی که وضعیت هرمز به شکل پایدار عادی نشود، نمیتوان ریسک بنیادی انرژی را پایانیافته دانست.
فدرال رزرو؛ یک تغییر مهم در معادله دلار
یکی از مهمترین اتفاقات اقتصادی هفته گذشته، تصمیم فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر بود.
بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و نرخ هدف را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند. فدرال رزرو در بیانیه خود تأکید کرد که تورم همچنان بالا است و شرایط اقتصادی آمریکا نسبتاً مقاوم باقی مانده است.
اهمیت این تصمیم برای فارکس بسیار بالاست.
بازار اکنون فقط با یک بحران ژئوپلیتیکی مواجه نیست؛ بلکه با این احتمال نیز روبهروست که تورم ناشی از انرژی، روند کاهش نرخ بهره را به تأخیر بیندازد یا حتی فضای سیاست پولی را دوباره سختگیرانهتر کند.
اگر نفت بالای سطوح بالا باقی بماند، هزینه انرژی وارد زنجیره قیمتگذاری کالاها و خدمات میشود. در چنین شرایطی، فدرال رزرو نمیتواند بهسادگی سیاست انبساطی در پیش بگیرد.
این مسئله یک پشتوانه بنیادی مهم برای دلار ایجاد کرده است.
شاخص دلار؛ قدرتی که فقط از جنگ نمیآید
دلار در حال حاضر از دو منبع اصلی حمایت میشود.
منبع اول، تقاضای پناهگاه امن در شرایط ژئوپلیتیکی است.
منبع دوم، افزایش انتظارات نرخ بهره آمریکا است.
دلار در معاملات امروز نزدیک به بالاترین محدوده دو ماه اخیر قرار گرفته و شاخص دلار در حوالی ۱۰۰.۵ معامله شده است. یورو نیز در محدوده ۱.۱۴۴ قرار گرفته و پوند حوالی ۱.۳۳ معامله شده است.
این رفتار نشان میدهد بازار فعلاً دلار را فقط به دلیل جنگ خریداری نمیکند؛ بلکه اختلاف احتمالی مسیر سیاست پولی آمریکا با سایر اقتصادهای بزرگ نیز در حال تقویت آن است.
البته اگر مذاکرات ایران و آمریکا به یک توافق واقعی منتهی شود و ریسک انرژی کاهش پیدا کند، بخشی از تقاضای امن دلار میتواند تخلیه شود.
بنابراین قدرت فعلی دلار را باید مشروط به تداوم ریسک ژئوپلیتیک و نرخهای بهره بالا دانست.
EUR/USD؛ فشار همزمان از انرژی و دلار
یورو یکی از ارزهایی است که در برابر شوک انرژی آسیبپذیری بیشتری دارد.
افزایش شدید قیمت نفت برای اقتصاد اروپا اهمیت زیادی دارد، زیرا رشد هزینه انرژی میتواند همزمان تورم را بالا برده و قدرت رشد اقتصادی را کاهش دهد.
از طرف دیگر، زمانی که دلار به دلیل ریسک سیاسی و نرخ بهره بالاتر تقویت میشود، یورو نیز در سمت مقابل فشار دریافت میکند.
به همین دلیل، تا زمانی که بحران انرژی ادامه داشته باشد، شرایط بنیادی برای EUR/USD چندان ساده نیست.
اما نکته مهم این است که اگر مذاکرات ایران و آمریکا پیشرفت واقعی داشته باشد و عبور انرژی از منطقه عادی شود، فشار روی یورو میتواند کاهش پیدا کند. بنابراین در این جفتارز، تحولات هرمز به اندازه دادههای اقتصادی اروپا اهمیت پیدا کرده است.
GBP/USD؛ بانک مرکزی انگلستان با یک معادله دشوار
پوند نیز تحت تأثیر مستقیم همین شرایط قرار گرفته است.
اقتصاد بریتانیا از یک طرف با فشار تورمی مواجه است و از طرف دیگر نمیتواند افزایش شدید هزینه انرژی را بدون اثرگذاری بر رشد اقتصادی تحمل کند.
اگر قیمت نفت بالا باقی بماند، بانک مرکزی انگلستان برای کاهش نرخ بهره فضای محدودتری خواهد داشت؛ اما نرخهای بالا نیز میتوانند فشار بیشتری بر مصرف و رشد وارد کنند.
بنابراین پوند در برابر دلار درگیر دو نیروی متضاد است: فشار تورمی که از سیاست پولی سختتر حمایت میکند و ریسک رشد اقتصادی که مانع از ادامه سیاست انقباضی میشود.
در کوتاهمدت، رفتار دلار و نفت برای GBP/USD اهمیت ویژهای دارد.
USD/JPY؛ ین میان نرخ بهره و ریسک جهانی
در USD/JPY شرایط پیچیدهتر است.
از یک طرف، افزایش نرخ بهره آمریکا و بازده اوراق خزانه از دلار حمایت میکند. از طرف دیگر، ین همچنان از انتظارات مربوط به سیاست پولی بانک مرکزی ژاپن و نقش سنتی خود بهعنوان ارز امن بهره میبرد.
به همین دلیل، افزایش ریسک ژئوپلیتیکی الزاماً به معنای حرکت یکطرفه USD/JPY نیست.
اگر بحران شدت بگیرد، تقاضا برای ین میتواند افزایش پیدا کند؛ اما اگر نرخهای آمریکا همچنان بالا بمانند، اختلاف بازده میان آمریکا و ژاپن میتواند مجدداً به نفع دلار عمل کند.
AUD/USD؛ حساسترین ارز به تغییر فضای ریسک
دلار استرالیا همچنان به وضعیت اقتصاد چین، بازار کالاها و میزان ریسکپذیری سرمایهگذاران حساس است.
ادامه بحران خاورمیانه و نفت گران میتواند از طریق افزایش هزینه انرژی و نگرانی درباره رشد جهانی، فشار روی ارزهای کالایی ایجاد کند.
در مقابل، اگر مذاکرات ایران و آمریکا به کاهش پایدار تنش منجر شود، کاهش ریسک سیستماتیک میتواند شرایط بهتری برای AUD/USD ایجاد کند.
بنابراین AUD/USD در هفتههای آینده میتواند یکی از جفتارزهایی باشد که به تغییر فضای «ریسکگریزی به ریسکپذیری» واکنش محسوسی نشان میدهد.
USD/CAD؛ رقابت مستقیم نفت و دلار
USD/CAD شرایط متفاوتی دارد.
کانادا صادرکننده مهم انرژی است؛ بنابراین نفت گران میتواند از دلار کانادا حمایت کند. اما در طرف دیگر، افزایش ریسک جهانی و تقاضا برای دلار آمریکا میتواند اثر مخالف ایجاد کند.
در نتیجه، اگر نفت همچنان در سطوح بالا بماند اما ریسک سیاسی کاهش پیدا کند، کفه ترازو میتواند بیشتر به سمت دلار کانادا متمایل شود.
ولی اگر بحران دوباره تشدید شود و تقاضای امن برای دلار آمریکا افزایش پیدا کند، قدرت دلار میتواند اثر حمایت نفت از CAD را خنثی کند.
طلا؛ جنگ بهتنهایی برای صعود کافی نیست
طلا نیز در شرایط فعلی درگیر یک تناقض بنیادی است.
از یک طرف، جنگ، نااطمینانی و ریسک ژئوپلیتیکی تقاضا برای داراییهای امن را افزایش میدهد.
از طرف دیگر، نفت گران باعث افزایش نگرانی تورمی شده و همین مسئله میتواند بانکهای مرکزی را به سمت نرخهای بهره بالاتر سوق دهد؛ موضوعی که برای دارایی بدون بازدهی مانند طلا یک عامل محدودکننده محسوب میشود.
در روزهای اخیر طلا در محدوده حدود ۴۳۰۰ دلار نوسان کرده و بازار بین کاهش ریسک ژئوپلیتیکی و انتظارات انقباضی فدرال رزرو در حال تعادلسازی است.
بنابراین در وضعیت فعلی، برای تحلیل طلا نباید تنها به این فرمول ساده اکتفا کرد که «جنگ بیشتر = طلا بالاتر».
فرمول واقعی بازار پیچیدهتر است:
جنگ بیشتر → تقاضای امن بیشتر
اما:
نفت بالاتر → تورم بیشتر → نرخ بهره بالاتر → فشار بر طلا
به همین دلیل مسیر دلار و بازده اوراق برای طلا در کنار تحولات جنگ اهمیت بسیار زیادی دارد.
سناریوی اصلی بازار در روزهای آینده
در شرایط فعلی سه مسیر بنیادی بیش از سایر سناریوها اهمیت دارند.
سناریوی اول؛ پیشرفت مذاکرات
اگر مذاکرات ایران و آمریکا در نیویورک از مرحله پیامهای سیاسی عبور کرده و به اقدامات عملی برسد، مهمترین واکنش اولیه بازار احتمالاً کاهش پریمیوم ریسک نفت خواهد بود.
در این حالت، دلار میتواند بخشی از تقاضای امن خود را از دست بدهد، یورو و ارزهای پرریسکتر فضای بیشتری برای تنفس پیدا کنند و طلا نیز با کاهش ریسک جنگ وارد مرحلهای متفاوت شود.
سناریوی دوم؛ شکست مذاکرات و تشدید درگیری
اگر مذاکرات شکست بخورد و حملات یا محدودیتهای کشتیرانی در منطقه تشدید شود، بازار مجدداً روی کمبود انرژی متمرکز خواهد شد.
در این وضعیت نفت میتواند دوباره محرک اصلی تورم شود و دلار از ترکیب تقاضای امن و نرخهای بهره بالا حمایت بگیرد.
سناریوی سوم؛ ادامه ابهام
این سناریو در حال حاضر اهمیت زیادی دارد؛ یعنی نه توافق مشخصی شکل بگیرد و نه جنگ به شکل محسوسی تشدید شود.
در چنین شرایطی، بازار بهشدت تیترمحور خواهد بود و هر خبر درباره هرمز، مذاکرات، تحریمها یا حملات منطقهای میتواند باعث چرخش سریع در نفت، دلار و جفتارزها شود.
نتیجهگیری
تصویر بنیادی بازار فارکس در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ نشان میدهد که ژئوپلیتیک همچنان متغیر شماره یک بازار است، اما سیاست پولی آمریکا اکنون در حال تبدیل شدن به دومین محرک بزرگ معاملات است.
از یک طرف، خطر اختلال انرژی و تداوم بحران خاورمیانه همچنان وجود دارد و نفت را در محدودههای بسیار بالا نگه داشته است. از طرف دیگر، باز شدن مسیر گفتوگو میان ایران و آمریکا باعث شده بازار برای نخستین بار در هفتههای اخیر احتمال کاهش بخشی از ریسک انرژی را نیز قیمتگذاری کند.
در بازار ارز، دلار فعلاً از ترکیب ریسک ژئوپلیتیکی، تقاضای امن و نرخ بهره بالاتر آمریکا برخوردار است. یورو و پوند همچنان در برابر شوک انرژی آسیبپذیر هستند، در حالی که ین تحت تأثیر سیاست پولی ژاپن و تقاضای امن مسیر متفاوتی دارد. دلار استرالیا به ریسک جهانی و وضعیت چین حساس باقی مانده و دلار کانادا مستقیماً بین دو نیروی نفت و دلار آمریکا قرار گرفته است.
در نهایت، بازار اکنون در نقطهای قرار دارد که یک توافق سیاسی واقعی میتواند معادلات نفت و ارز را بهسرعت تغییر دهد، در حالی که شکست مذاکرات میتواند دوباره موج ریسکگریزی و فشار تورمی را فعال کند. بنابراین برای هفته پیشرو، دنبال کردن همزمان تحولات ایران و آمریکا، وضعیت تنگه هرمز، نفت، بازده اوراق آمریکا و مواضع فدرال رزرو اهمیت بیشتری از نگاه کردن به هرکدام از این متغیرها بهصورت جداگانه دارد.
این جمعبندی، دیدگاه و ارزیابی تحلیلی گروه مالی و تحلیلی Eagle Economic از شرایط فعلی بازارهای جهانی است.
نوشته های مرتبط


تحلیل بنیادی بازار ارزهای دیجیتال – 31 شهریور 1405
