تحلیل بنیادی بازارهای مالی جهان در اوج تنشهای کنونی – 2 مرداد 1405

تحلیل بنیادی بازارهای جهانی

نفت ۱۰۲ دلاری و شکل‌گیری شوک انرژی جهانی

بازارهای جهانی در شرایطی قرار گرفته‌اند که دیگر نمی‌توان تحولات قیمت را صرفاً با داده‌های اقتصادی، نرخ بهره یا سیاست بانک‌های مرکزی توضیح داد. در حال حاضر، بازار جهانی با هم‌زمانی چند بحران ژئوپلیتیکی مواجه است؛ جنگ مستقیم میان آمریکا و ایران، افزایش تهدید علیه مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ و باب‌المندب، تنش میان یمن و عربستان، و ادامه جنگ روسیه و اوکراین، همگی در حال ایجاد فشار هم‌زمان بر زنجیره انرژی و تجارت جهانی هستند.

مهم‌ترین تغییر در روزهای اخیر، بازگشت قدرتمند ریسک عرضه به بازار نفت است. نفت برنت که در مقطعی تا محدوده‌های بسیار پایین‌تر عقب‌نشینی کرده بود، با تشدید حملات و افزایش نگرانی درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی، در معاملات اخیر تا محدوده ۱۰۰ تا ۱۰۲ دلار رشد کرده است. این حرکت نشان می‌دهد بازار دیگر تنها احتمال یک بحران منطقه‌ای را قیمت‌گذاری نمی‌کند؛ بلکه احتمال اختلال واقعی در زنجیره انتقال انرژی را نیز در نظر گرفته است.

از طرف دیگر، تهدید علیه نفتکش‌های عربستان در مسیر دریای سرخ باعث شده بحران انرژی از یک نقطه جغرافیایی به دو گلوگاه مهم انتقال انرژی یعنی تنگه هرمز و باب‌المندب مرتبط شود. این اتفاق از نظر بنیادی اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا در صورت اختلال هم‌زمان در این دو مسیر، بازار جهانی با یک ریسک زنجیره‌ای مواجه خواهد شد.

از دید گروه مالی و تحلیلی Eagle Economic، بازارهای جهانی در حال حاضر وارد مرحله‌ای شده‌اند که در آن «ریسک ژئوپلیتیک» به متغیر اصلی قیمت‌گذاری تبدیل شده است. هرگونه تغییر در سطح درگیری می‌تواند در مدت کوتاهی مسیر نفت، طلا، دلار، سهام و ارزهای دیجیتال را تغییر دهد.

بازار انرژی؛ مرکز اصلی بحران جهانی

نفت؛ جهش تا محدوده ۱۰۲ دلار و بازگشت شوک عرضه

نفت در حال حاضر مهم‌ترین بازار جهان است و حرکت اخیر آن تا محدوده ۱۰۰ تا ۱۰۲ دلار، از نظر بنیادی یک هشدار جدی برای اقتصاد جهانی محسوب می‌شود.

این رشد تنها به دلیل افزایش تقاضا اتفاق نیفتاده است. عامل اصلی، افزایش ریسک عرضه و حمل‌ونقل است.

در شرایط فعلی، بازار با چند تهدید هم‌زمان مواجه است:

  • ادامه درگیری مستقیم آمریکا و ایران
  • افزایش خطر برای تردد نفتکش‌ها در منطقه خلیج فارس
  • تشدید تهدیدهای یمن علیه کشتیرانی عربستان
  • حملات اخیر به نفتکش‌های سعودی در مسیر دریای سرخ
  • احتمال اختلال در مسیر باب‌المندب
  • افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل انرژی
  • ادامه ریسک حملات به زیرساخت‌های نفتی منطقه

تهدید باب‌المندب در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا در صورت کاهش تردد از تنگه هرمز، کشورهای منطقه به مسیرهای جایگزین نیاز دارند. اگر مسیر جایگزین نیز با تهدید مواجه شود، فشار بر بازار نفت می‌تواند به‌صورت زنجیره‌ای افزایش پیدا کند. گزارش‌های اخیر از تهدید محاصره دریایی عربستان و حمله به نفتکش‌های سعودی نشان می‌دهد ریسک امنیت کشتیرانی در دریای سرخ نیز وارد مرحله جدی‌تری شده است.

آیا نفت می‌تواند بالاتر برود؟

پاسخ بنیادی به این سؤال به شدت به میزان اختلال واقعی در عرضه بستگی دارد.

اگر درگیری‌ها ادامه پیدا کنند اما صادرات نفت همچنان از مسیرهای جایگزین ادامه داشته باشد، نفت می‌تواند در محدوده‌های بالا و بسیار نوسانی باقی بماند.

اما اگر هم‌زمان:

  • تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز کاهش جدی پیدا کند،
  • باب‌المندب نیز برای کشتیرانی ناامن شود،
  • حملات به تأسیسات انرژی گسترش یابد،

بازار نفت می‌تواند وارد یک فاز شوک واقعی عرضه شود.

در چنین شرایطی، قیمت‌های بالاتر از ۱۰۰ دلار دیگر صرفاً یک حرکت هیجانی نخواهند بود؛ بلکه منعکس‌کننده کمبود واقعی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و کاهش ظرفیت انتقال انرژی خواهند بود.

در حال حاضر، برنت بالای ۱۰۰ دلار نشان می‌دهد بازار ریسک اختلال در چند مسیر مهم را هم‌زمان قیمت‌گذاری کرده است.

گاز طبیعی و سوخت؛ خطر دومین موج تورمی

افزایش نفت تنها مشکل بازار انرژی نیست.

در صورت ادامه درگیری و افزایش ریسک حمل‌ونقل، قیمت فرآورده‌های نفتی، سوخت هواپیما، گازوئیل و گاز طبیعی نیز می‌تواند افزایش پیدا کند.

این مسئله برای اروپا اهمیت زیادی دارد. افزایش هزینه انرژی، هزینه تولید و حمل‌ونقل را بالا می‌برد و در نهایت فشار تورمی را به مصرف‌کننده منتقل می‌کند.

در چنین شرایطی اقتصاد جهانی با یک معادله دشوار مواجه می‌شود:

انرژی گران‌تر → هزینه تولید بالاتر → تورم بیشتر → نرخ بهره بالاتر برای مدت طولانی‌تر

این زنجیره می‌تواند در ادامه به کاهش رشد اقتصادی منجر شود.

طلا؛ پناهگاه امن در برابر جنگ، اما تحت فشار دلار و نرخ بهره

طلا در بحران‌های ژئوپلیتیکی معمولاً یکی از مهم‌ترین دارایی‌های امن محسوب می‌شود، اما شرایط فعلی پیچیده‌تر از یک بحران معمولی است.

از یک طرف، جنگ مستقیم آمریکا و ایران، تهدید مسیرهای انرژی و افزایش ریسک جهانی از طلا حمایت می‌کنند.

از طرف دیگر، جهش نفت و احتمال افزایش تورم می‌تواند باعث شود بازار انتظار داشته باشد بانک‌های مرکزی برای مدت طولانی‌تری نرخ بهره بالا را حفظ کنند. این موضوع می‌تواند در مقاطع کوتاه فشار نزولی بر طلا ایجاد کند.

در آخرین داده‌های بازار، طلا در محدوده حدود ۴ هزار دلار معامله می‌شود و پس از نوسان شدید روزهای اخیر همچنان تحت تأثیر دو نیروی متضاد قرار دارد: تقاضای پناهگاه امن و فشار ناشی از قدرت دلار و انتظارات نرخ بهره.

چشم‌انداز بنیادی طلا

اگر جنگ گسترش یابد و بحران انرژی طولانی شود، طلا در میان‌مدت همچنان از حمایت بنیادی برخوردار خواهد بود.

اما اگر دلار به‌دلیل افزایش تقاضای نقدینگی به‌شدت تقویت شود و بازار احتمال افزایش نرخ بهره را افزایش دهد، طلا می‌تواند در کوتاه‌مدت با نوسانات شدید مواجه شود.

بنابراین در شرایط فعلی، رشد طلا لزوماً خطی نخواهد بود. بازار ممکن است در ابتدا دلار را به طلا ترجیح دهد و سپس با طولانی شدن بحران، سرمایه بیشتری به سمت طلا بازگردد.

بازار فارکس؛ دلار در مرکز موج ریسک‌گریزی

در شرایط جنگی، دلار همچنان یکی از مهم‌ترین مقاصد سرمایه جهانی است.

دلیل اصلی، نقدشوندگی بالا و نقش دلار در تجارت جهانی است. زمانی که ریسک بازار افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاران معمولاً بخشی از دارایی‌های خود را به سمت نقدینگی و ارزهای اصلی منتقل می‌کنند.

با این حال، جنگ برای اقتصاد آمریکا نیز هزینه دارد.

افزایش هزینه‌های نظامی، افزایش قیمت انرژی و احتمال بازگشت تورم می‌تواند فشار بیشتری بر سیاست پولی آمریکا وارد کند.

در نتیجه، دلار در کوتاه‌مدت از نقش پناهگاه امن حمایت می‌شود، اما در میان‌مدت باید با ریسک تورم و افزایش هزینه‌های مالی دولت نیز مواجه شود.

یورو در برابر دلار؛ فشار انرژی بر اقتصاد اروپا

یورو در شرایط فعلی در موقعیت دشوارتری نسبت به دلار قرار دارد.

اروپا به واردات انرژی وابستگی بیشتری دارد و افزایش نفت و سوخت می‌تواند مستقیماً بر هزینه تولید و مصرف در این منطقه اثر بگذارد.

اگر نفت در محدوده بالای ۱۰۰ دلار تثبیت شود، فشار تورمی در اروپا افزایش می‌یابد و هم‌زمان رشد اقتصادی نیز می‌تواند ضعیف شود.

این ترکیب برای یورو نامطلوب است.

بنابراین در سناریوی ادامه جنگ و انرژی گران، دلار می‌تواند در برابر یورو برتری نسبی خود را حفظ کند.

بازار سهام آمریکا؛ جنگ تورمی در برابر قدرت شرکت‌ها

بازار سهام آمریکا اکنون با یک تضاد مهم روبه‌رو است.

از یک طرف، افزایش نفت، تورم و ریسک جنگ برای بازار سهام منفی است.

از طرف دیگر، اقتصاد آمریکا نسبت به بسیاری از اقتصادهای جهان وابستگی کمتری به واردات انرژی دارد و شرکت‌های بزرگ آمریکایی از قدرت مالی و سودآوری بالایی برخوردارند.

به همین دلیل واکنش بازار سهام آمریکا یک‌دست نخواهد بود.

بخش‌های آسیب‌پذیر

شرکت‌های مصرفی، حمل‌ونقل، خطوط هوایی و کسب‌وکارهایی که وابستگی زیادی به انرژی دارند، در برابر نفت بالای ۱۰۰ دلار آسیب‌پذیرتر هستند.

بخش‌های مقاوم‌تر

صنایع دفاعی، انرژی، امنیت سایبری و برخی شرکت‌های مرتبط با زیرساخت می‌توانند از افزایش هزینه‌های دفاعی و امنیتی سود ببرند.

نزدک؛ حساس‌ترین شاخص سهام در برابر نفت و نرخ بهره

نزدک به‌دلیل وزن بالای شرکت‌های فناوری و رشدگرا، به نرخ بهره و نقدینگی حساس‌تر است.

اگر نفت در محدوده ۱۰۰ دلار باقی بماند، احتمال افزایش فشار تورمی بیشتر می‌شود. در این شرایط، بازار ممکن است انتظار کاهش نرخ بهره را به تعویق بیندازد.

این وضعیت برای سهام فناوری مطلوب نیست.

با این حال، شرکت‌های بزرگ فناوری دارای ترازنامه‌های قدرتمند و جریان نقدی بالا هستند و نسبت به بسیاری از شرکت‌های سنتی، توان بیشتری برای عبور از شوک‌های اقتصادی دارند.

بنابراین سناریوی محتمل برای نزدک در شرایط فعلی، افزایش نوسان و حرکت انتخابی سرمایه است، نه الزاماً سقوط یک‌طرفه.

بازار ارزهای دیجیتال؛ فشار ریسک‌گریزی و بحران نقدینگی

بازار کریپتو در شرایط جنگی همچنان در دسته دارایی‌های پرریسک قرار می‌گیرد.

اگرچه برخی سرمایه‌گذاران بیت‌کوین را به‌عنوان دارایی مستقل از سیستم مالی سنتی می‌دانند، رفتار بازار در بحران‌های اخیر نشان داده است که بیت‌کوین هنوز به شدت به نقدینگی جهانی و اشتهای ریسک وابسته است.

بیت‌کوین در روزهای اخیر در محدوده حدود ۶۴ تا ۶۶ هزار دلار در حال نوسان بوده و پس از رشد ماه ژوئیه وارد فاز تثبیت شده است.

در شرایط فعلی، چند عامل بر بازار کریپتو فشار وارد می‌کنند:

  • افزایش تقاضا برای دلار
  • کاهش اشتهای ریسک
  • احتمال بالا ماندن نرخ بهره
  • خروج سرمایه از دارایی‌های پرنوسان
  • افزایش نوسان در بازارهای جهانی

بیت‌کوین در مقایسه با آلت‌کوین‌ها همچنان ساختار مقاوم‌تری دارد، اما اگر بازار جهانی وارد مرحله شدید ریسک‌گریزی شود، فشار فروش در کل بازار کریپتو می‌تواند افزایش پیدا کند.

اتریوم

اتریوم نسبت به بیت‌کوین حساسیت بیشتری به شرایط ریسک‌گریزی دارد.

در زمان خروج سرمایه از بازار کریپتو، معمولاً سرمایه ابتدا از پروژه‌های پرریسک‌تر و سپس از دارایی‌های بزرگ‌تر خارج می‌شود.

بنابراین اگر جنگ گسترش پیدا کند و نقدینگی جهانی کاهش یابد، اتریوم و آلت‌کوین‌ها می‌توانند نوسان بیشتری نسبت به بیت‌کوین داشته باشند.

روسیه و اوکراین؛ بحران دوم انرژی و کالاهای جهانی

هم‌زمان با تشدید بحران خاورمیانه، جنگ روسیه و اوکراین همچنان یک ریسک مهم برای بازار انرژی و کالاهای جهانی باقی مانده است.

ادامه حملات به زیرساخت‌های انرژی و پالایشگاهی روسیه می‌تواند بر بازار فرآورده‌های نفتی اثر بگذارد. در کنار آن، هرگونه آسیب به زیرساخت‌های صادراتی، بنادر یا مسیرهای انرژی می‌تواند فشار بیشتری بر عرضه جهانی ایجاد کند. گزارش‌های اخیر از ادامه حملات به زیرساخت‌های پالایشی روسیه نشان می‌دهد ریسک انرژی در جبهه اروپا نیز همچنان فعال است.

این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا بازار جهانی اکنون تنها با یک بحران انرژی مواجه نیست.

بازار در حال ارزیابی هم‌زمان:

خاورمیانه → نفت و مسیرهای دریایی

روسیه و اوکراین → انرژی، پالایش و زنجیره تأمین اروپا

این هم‌زمانی می‌تواند ریسک عرضه را افزایش دهد.

اقتصاد جهانی؛ خطر ورود به رکود تورمی

بزرگ‌ترین خطر اقتصادی در شرایط فعلی، ترکیب رشد ضعیف و تورم بالا است.

اگر نفت در بالای ۱۰۰ دلار تثبیت شود، اثر آن فقط در پمپ‌بنزین‌ها دیده نخواهد شد.

هزینه حمل‌ونقل، تولید، کشاورزی، مواد اولیه و خدمات افزایش پیدا می‌کند.

در نتیجه:

نفت گران → تورم بالاتر → نرخ بهره بالاتر → رشد اقتصادی ضعیف‌تر

این همان سناریویی است که می‌تواند بازارهای سهام و ارزهای دیجیتال را تحت فشار قرار دهد.

در چنین شرایطی، بانک‌های مرکزی با یک انتخاب دشوار مواجه می‌شوند: مقابله با تورم یا حمایت از رشد اقتصادی.

سه سناریوی اصلی برای بازارهای جهانی

سناریوی اول؛ کنترل تنش

اگر درگیری‌ها محدود بمانند و مسیرهای اصلی انرژی به‌طور کامل مسدود نشوند، نفت می‌تواند پس از جهش شدید وارد فاز اصلاح و تثبیت شود.

در این سناریو:

  • نفت بخشی از رشد خود را اصلاح می‌کند.
  • طلا همچنان نوسانی باقی می‌ماند.
  • دلار قدرت خود را حفظ می‌کند.
  • سهام آمریکا به‌تدریج آرام‌تر می‌شود.
  • کریپتو امکان بازگشت سرمایه را پیدا می‌کند.

سناریوی دوم؛ گسترش بحران انرژی

اگر حملات علیه نفتکش‌ها ادامه پیدا کند و هم‌زمان تنگه هرمز و باب‌المندب با اختلال جدی مواجه شوند، بازار وارد سناریوی شوک عرضه می‌شود.

در این وضعیت:

  • نفت می‌تواند به سطوح بسیار بالاتری حرکت کند.
  • تورم جهانی افزایش می‌یابد.
  • احتمال کاهش نرخ بهره عقب می‌افتد.
  • نزدک و سهام رشدگرا تحت فشار قرار می‌گیرند.
  • دلار تقویت می‌شود.
  • کریپتو با فشار فروش بیشتری مواجه می‌شود.

سناریوی سوم؛ گسترش جنگ به زیرساخت‌های انرژی

این خطرناک‌ترین سناریو برای اقتصاد جهانی است.

اگر تأسیسات نفتی، پالایشگاه‌ها، پایانه‌های صادراتی یا مسیرهای اصلی انرژی هدف قرار گیرند، بازار با کمبود واقعی عرضه مواجه خواهد شد.

در این شرایط، افزایش قیمت نفت می‌تواند بسیار سریع‌تر از واکنش اقتصاد جهانی رخ دهد و بانک‌های مرکزی نیز برای مقابله با آثار تورمی با دشوارترین شرایط سال‌های اخیر مواجه خواهند شد.

نتیجه‌گیری از دید گروه مالی و تحلیلی ایگل

از دید گروه مالی و تحلیلی Eagle Economic، شرایط فعلی بازارهای جهانی از یک بحران ژئوپلیتیکی ساده عبور کرده و به یک بحران چندلایه انرژی و تجارت تبدیل شده است.

در حال حاضر، مهم‌ترین زنجیره بنیادی بازارها به این شکل است:

جنگ آمریکا و ایران → افزایش ریسک تنگه هرمز → فشار بر عرضه انرژی → تهدید باب‌المندب و کشتیرانی عربستان → افزایش هزینه حمل‌ونقل → رشد نفت → افزایش تورم جهانی → فشار بر نرخ بهره و دارایی‌های ریسک‌پذیر

حرکت نفت برنت تا محدوده ۱۰۰ تا ۱۰۲ دلار، مهم‌ترین سیگنال بازار در شرایط فعلی است. این قیمت نشان می‌دهد بازار احتمال می‌دهد بحران فقط محدود به میدان نظامی نباشد و به مسیرهای انتقال انرژی و تجارت جهانی سرایت کند.

در این شرایط، نفت همچنان مهم‌ترین دارایی برای رصد بازارهاست. طلا از ریسک جنگ حمایت می‌شود، اما در برابر قدرت دلار و نرخ بهره نوسان خواهد داشت. دلار در کوتاه‌مدت از ریسک‌گریزی جهانی سود می‌برد. یورو در برابر فشار انرژی آسیب‌پذیرتر است. نزدک و سهام فناوری در برابر نفت گران و نرخ بهره بالاتر حساس هستند و بازار کریپتو نیز تا زمانی که ریسک‌گریزی ادامه داشته باشد، برای ورود سرمایه جدید با مشکل مواجه خواهد بود.

از دید گروه مالی و تحلیلی ایگل، مهم‌ترین نکته برای هفته‌های پیش‌رو این است که بازار دیگر فقط به «خبر جنگ» واکنش نشان نمی‌دهد؛ بلکه به این سؤال پاسخ می‌دهد که آیا جنگ می‌تواند عرضه انرژی و مسیر تجارت جهانی را واقعاً مختل کند یا خیر.

اگر پاسخ بازار به این سؤال مثبت‌تر شود، نفت می‌تواند همچنان در سطوح بالا باقی بماند و فشار تورمی به سایر بازارها منتقل شود. اما اگر مسیرهای انرژی حفظ شوند و تنش‌ها به سمت مذاکره حرکت کنند، بخش قابل‌توجهی از پریمیوم جنگ می‌تواند با سرعت زیادی از قیمت نفت خارج شود.

بنابراین در شرایط فعلی، ریسک اصلی بازارهای جهانی دیگر صرفاً ادامه جنگ نیست؛ بلکه تبدیل جنگ به یک بحران واقعی عرضه انرژی است.

این پست را به اشتراک بگذارید:

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *