
دستیار بازارهای مالی ایگل
تحلیل بنیادی دلار و تتر – ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
در این تحلیل، تمرکز بر بررسی بنیادی دلار و تتر در بازار ایران با درنظرگرفتن شرایط فعلی سیاسی، تهدیدهای منطقهای، فضای مذاکرات پیشِرو میان ایران و آمریکا و ارتباط این متغیرها با ساختار تکنیکالی اخیر بازار است. هدف، ارائه یک نگاه اقتصادی و بیطرفانه است؛ تحلیلی که بتواند منطق حرکت قیمت را توضیح دهد، نه صرفاً جهت آن را پیشبینی کند.
در شرایط کنونی، بازار ارز ایران بیش از هر زمان دیگری تحت سلطه «انتظارات» قرار دارد. تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، افزایش تحرکات نظامی در منطقه و همزمان انتشار اخبار مربوط به احتمال آغاز یا ازسرگیری مذاکرات، باعث شده بازار در وضعیت تعلیق ذهنی قرار بگیرد. در چنین فضایی، دلار و بهتبع آن تتر، بیشتر از آنکه به متغیرهای کلاسیک اقتصادی واکنش نشان دهند، به ریسکهای سیاسی و سناریوهای محتمل آینده واکنش نشان میدهند. همین موضوع توضیح میدهد چرا با وجود نبود شوک اقتصادی جدید، قیمتها همچنان در سطوح بالا نوسان میکنند.
اگر سناریوی مذاکرات را در نظر بگیریم، باید گفت که صرفِ اعلام مذاکره، لزوماً به معنای کاهش پایدار قیمت دلار نیست. تجربههای گذشته نشان داده بازار تنها در صورتی واکنش کاهشی معنادار نشان میدهد که مذاکرات وارد فاز عملی، زمانبندیشده و همراه با نشانههای واقعی از کاهش تحریمها شود. در غیر این صورت، افتهای مقطعی بیشتر جنبه هیجانی دارند و پس از مدت کوتاهی، قیمت دوباره به مسیر قبلی بازمیگردد. این موضوع دقیقاً با رفتار تکنیکالی چارت همراستاست؛ جایی که اصلاحها کمعمق بوده و بازار پس از هر خبر، سریعاً به تعادل جدید میرسد.
در مقابل، اگر مذاکرات به بنبست برسد یا فضای تهدید و تنش تشدید شود، بازار ارز با یک عامل بسیار مهم روبهرو میشود: افزایش ریسک سیستماتیک. در چنین شرایطی، تقاضا برای داراییهای امن یا شبهامن در داخل کشور افزایش پیدا میکند. تتر بهعنوان ابزار جایگزین دلار فیزیکی و طلا بهعنوان پوشش تورمی، اولین مقاصد این نقدینگی خواهند بود. همین سناریو توضیح میدهد که چرا حتی در دورههای سکوت خبری، بازار تمایل چندانی به کاهش ندارد و کفهای قیمتی بهسرعت خرید میشوند.
از منظر اقتصادی، نباید از واقعیتهای داخلی هم غافل شد. رشد نقدینگی، کسری بودجه مزمن، کاهش قدرت مداخله مؤثر بانک مرکزی و بیاعتمادی عمومی به ثبات پول ملی، زمینهای ایجاد کرده که دلار و تتر حتی در شرایط خبرهای مثبت هم بهسختی وارد روند نزولی پایدار شوند. به بیان سادهتر، بازار ارز ایران دیگر فقط به خبر واکنش نشان نمیدهد، بلکه به «باور جمعی» نسبت به آینده اقتصاد واکنش دارد.
ارتباط این تحلیل بنیادی با چارت تکنیکال کاملاً قابل مشاهده است. ساختار صعودی شکلگرفته در نمودار، نتیجه مستقیم همین نااطمینانیها و ریسکهای انباشتهشده است. تا زمانی که یک تغییر بنیادین و قابل لمس در متغیرهای سیاسی و اقتصادی رخ ندهد، تکنیکال بازار نیز تمایل به حفظ روند فعلی خواهد داشت و اصلاحها بیشتر نقش تخلیه هیجان را بازی میکنند، نه تغییر مسیر.
در جمعبندی میتوان گفت که دلار و تتر در ایران در نقطهای حساس از نظر روانی و سیاسی قرار دارند. مذاکرات احتمالی میتواند نوسانگیری کوتاهمدت ایجاد کند، اما جهت اصلی بازار وابسته به نتیجه واقعی و اجرایی آن است. در سمت مقابل، تداوم یا تشدید تنشها بهمعنای تقویت سناریوی صعودی و حفظ سطوح بالای قیمتی خواهد بود. تا آن زمان، بازار در حال قیمتگذاری «ریسک» است؛ ریسکی که هنوز پاسخی قطعی برای آن وجود ندارد.
گروه مالی و تحلیلی Eagle Economic
